عضو هیئت علمی گروه تولید و بهرهبرداری آبزیان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان گفت: تغییر همزمان شوری، دما و غلظت آلایندهها میتواند شرایط زیستی بسیاری از گونههای آبزی را دستخوش تغییر کند. از سوی دیگر، افزایش دما میتواند بر سمیت برخی آلایندهها و فلزات سنگین اثرگذار باشد و فشار مضاعفی بر آبزیان وارد کند.
به گزارش روابط عمومی سازمان محیط زیست، رسول باقری، عضو هیئت علمی گروه تولید و بهرهبرداری آبزیان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در حاشیه برگزاری کاپ 7 و آخرین وضعیت کنونی دریای خزر، کاهش ذخایر آبزیان، افت تراز آب و پیامدهای ناشی از ورود آلایندهها، بهویژه در ارتباط با هفتمین اجلاس کشورهای متعاهد کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر با اشاره به کاهش مستمر تراز آب دریای خزر و پیامدهای احتمالی آن اظهار کرد:«تداوم روند موجود میتواند آثار قابل توجهی بر اکوسیستم آبی و ذخایر آبزیان منطقه داشته باشد. کاهش تراز آب در یک پهنه آبی بسته، علاوه بر تغییر زیستگاههای آبزیان، میتواند موجب افزایش غلظت آلایندهها شود؛ زیرا با کاهش حجم آب، حتی در صورت ثابت ماندن میزان ورود آلایندهها، غلظت آنها در محیط افزایش خواهد یافت.
وی در ادامه درباره عوامل مؤثر بر کاهش تراز آب دریای خزر گفت: در حالی که موضوع تغییر اقلیم بهعنوان یکی از عوامل مؤثر بر تغییرات هیدرولوژیکی منطقه مطرح است، نمیتوان تمام کاهش تراز آب را صرفاً به تغییر اقلیم نسبت داد. با توجه به اینکه در برخی مناطق پیرامونی دریای خزر، از جمله بخشهایی از حوزه آبریز شمالی، مصرف آب و توسعه فعالیتهای کشاورزی افزایش یافته است، مدیریت برداشت آب از رودخانهها و منابع آب ورودی به دریای خزر باید بهصورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
این کارشناس اضافه کرد: بررسی روندهای بارندگی در سالهای اخیر نیز ضرورت توجه همزمان به عوامل انسانی و اقلیمی را نشان میدهد. کاهش تراز آب دریای خزر در چنین شرایطی میتواند نشاندهنده نقش قابل توجه برداشت و مصرف آب در حوزه آبریز باشد. از این رو، تعیین و توافق بر سر یک تراز مشخص و قابل قبول برای دریای خزر، برای برنامهریزیهای آینده اهمیت اساسی دارد.
باقری افزود: تعیین یک تراز مبنا میتواند مبنای برنامهریزی برای فعالیتهایی نظیر مدیریت بنادر، زیرساختهای ساحلی و سایر فعالیتهای وابسته به وضعیت تراز آب قرار گیرد. بدون تعیین یک سناریوی مشخص برای تراز آینده دریای خزر، برنامهریزی بلندمدت در کشورهای ساحلی با عدم قطعیت قابل توجهی مواجه خواهد بود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گفت: افزایش غلظت آلایندهها را یکی از نگرانیهای مهم ناشی از کاهش حجم آب دریای خزر است. ورود آلایندههایی نظیر ترکیبات شیمیایی، فلزات سنگین، مواد آلی و پسماندهای پلاستیکی در شرایط کاهش حجم آب میتواند پیامدهای جدیتری برای آبزیان ایجاد کند.
وی همچنین نسبت به افزایش شوری آب در نتیجه کاهش حجم آب و کاهش ورودی رودخانههای اصلی هشدار داد: تغییر همزمان شوری، دما و غلظت آلایندهها میتواند شرایط زیستی بسیاری از گونههای آبزی را دستخوش تغییر کند. از سوی دیگر، افزایش دما میتواند بر سمیت برخی آلایندهها و فلزات سنگین نیز اثرگذار باشد و فشار مضاعفی بر آبزیان وارد کند.
باقری همچنین احتمال افزایش بروز بیماریها در شرایط گرمتر و آلودهتر را مطرح کرد و افزود: تغییر شرایط محیطی میتواند دامنه فعالیت برخی عوامل بیماریزا را تغییر دهد. در چنین شرایطی، احتمال بروز بیماریهای گسترده در جمعیتهای آبزی و افزایش تلفات، بهویژه در صورت همزمانی چند عامل تنشزا، وجود خواهد داشت.
باقری در مورد پیامدهای تغییر اقلیم توضیح داد: تغییر دما لزوماً به معنای کاهش عددی تنوع زیستی در همه شاخصها نیست، بلکه میتواند ترکیب گونهای اکوسیستم را تغییر دهد. با افزایش دما، برخی گونههای گرمادوست ممکن است دامنه پراکنش خود را به سمت مناطق شمالیتر و سردتر گسترش دهند، در حالی که گونههایی که به شرایط دمایی پایینتر وابستهاند، ممکن است بخشی از دامنه پراکنش خود را از دست بدهند. بنابراین، ممکن است شاخصهای عددی تنوع زیستی در برخی شرایط تغییر محسوسی نداشته باشند، اما ترکیب گونهای و ساختار اکوسیستم بهطور اساسی تغییر کند.
وی در خصوص ماهیان بومی و ارزشمند دریای خزر، بهویژه گونههای خاویاری، تأکید کرد: نگرانی اصلی تنها تحمل دمای بالاتر توسط این گونهها نیست، بلکه وضعیت زیستگاهها و رودخانههایی است که برای تخمریزی و تکثیر طبیعی آنها اهمیت دارند. کاهش کیفیت و کمیت آب رودخانهها و تغییر شرایط زیستگاهی میتواند امکان تکثیر طبیعی این گونهها را کاهش دهد.
باقری همچنین درباره گونههای وابسته به شرایط خاص زیستگاهی اظهار کرد: در صورت عبور دما از آستانه تحمل زیستی یک گونه، ممکن است ابتدا رشد و تولیدمثل آن کاهش پیدا کند و در صورت تداوم شرایط نامناسب، جمعیت آن با کاهش جدی مواجه شود. از این منظر، بررسی آستانههای دمایی و زیستگاهی گونههای مختلف باید یکی از محورهای مهم مطالعات آینده باشد.
باقری ادامه داد: بخشی از عوامل تغییر اقلیمی در سطح جهانی خارج از کنترل کشورهای ساحلی دریای خزر است، مدیریت عوامل انسانی و منطقهای حوزهای است که امکان مداخله و اصلاح در آن وجود دارد.
به گفته وی، یکی از مهمترین موضوعاتی که کشورهای ساحلی باید در چارچوب همکاریهای منطقهای مورد توجه قرار دهند، کنترل برداشت آب از حوزههای آبریز منتهی به دریای خزر و جلوگیری از کاهش بیش از حد ورودی آب به این پهنه است.
وی همچنین بر ضرورت کنترل ورود فاضلابها و آلایندههای صنعتی، کشاورزی و شهری به رودخانهها و در نهایت دریای خزر تأکید کرد و گفت: کشورهای پیرامون دریای خزر باید ضمن توسعه زیرساختهای تصفیه فاضلاب، از ورود مستقیم پسابهای تصفیهنشده به رودخانهها و دریا جلوگیری کنند. کاهش تراز آب و افزایش شوری، در کنار ورود آلایندهها، میتواند فشارهای مضاعفی بر اکوسیستم وارد کند.
وی تأکید کرد: مدیریت آینده دریای خزر نیازمند همکاری میان کشورهای ساحلی است و موضوعاتی مانند میزان برداشت آب، حفظ جریان رودخانههای ورودی، کنترل آلایندهها، مدیریت فاضلاب، پایش مستمر تراز آب و حفاظت از زیستگاههای آبزیان باید بهصورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرد.
در پایان اضافه کرد: تداوم روند کنونی بدون اقدامات مؤثر میتواند مجموعهای از پیامدهای بههمپیوسته، از جمله کاهش و جابهجایی ذخایر آبزی، تغییر ترکیب گونهای، کاهش امکان تکثیر طبیعی برخی گونهها، افزایش غلظت آلایندهها، تغییر شوری و افزایش خطر بروز بیماریهای آبزیان را به همراه داشته باشد. بنابراین، مدیریت منابع آب و آلودگیهای ورودی به دریای خزر باید در کنار موضوع تغییر اقلیم، در زمره محورهای اصلی همکاریهای منطقهای قرار گیرد.

